خرید بک لینک
باور کنید

اگر چشم هایش را می دیدید

تا آخر عمر

برای تمام شعر هایتان قافیه داشتید

برچسب: باور,کنید, نویسنده: بردیا کریمی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:30

نمیشود ... نگران نباش...!نمیشود دوستت نداشت...لجم هم بگیرد از دستت...تمام دفتر خاطراتم پر میشود از فحش های عاشقانه... نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین ۱۳۹۶ساعت توسط عاشق|

برچسب: نمیشود, نویسنده: بردیا کریمی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:30

لالایی روزگاری پیرزنی بود که از خروپف همسرش هر روز به او شکایت میکرد ،پیرمرد باور نمیکرد ومیگفت بهانه نگیر!!!تااینکه شبی پیرزن صدای خروپف همسرش را ضبط کرد و صبح منتظر ماند که مدرک نشان دهد،اما پیرمرد هیچوقت بیدار نشد و اون صدای ضبط شده ،لالایی همه شبای پیرزن شد.... نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۶ساعت توسط عاشق|

برچسب: لالایی, نویسنده: بردیا کریمی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:30

همیشه بغض تو دنیام رو لرزوند

هوای گریه هام رو داری یا نه...؟

یه عمره که فراموشت نکردم

من رو به خاطرت میاری یا نه؟

نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۶ساعت توسط عاشق|

برچسب: بغض, نویسنده: بردیا کریمی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:30

خسته ام مثل جوانی که پس از سربازیبشنود دوستش از نامزدش دل بردهمثل یک افسر تحقیق شرافتمندیکه به پرونده ی جرم پسرش برخورده خسته ام مثل پسر بچه که درجای شلوغبین دعوای پدر مادر خود گم شده استخسته مثل زن راضی شده به مهر طلاقکه پر از چشم بد و تهمت مردم شده است خسته مثل پدری که پسر معتادشغرق در درد خماری شده فریاد زدهمثل یک پیرزنی که شده سربار عروسپسرش پیش زنش بر سر او داد زده خسته ام مثل زنی حامله که ماه نهمدکترش گفته به درد سرطان مشکوک استمثل مردی که قسم خورده خیانت نکندزنش اما به قسم خوردن آن مشکوک است خسته مثل پدری گوشه ی آسایشگاهکه کسی غیر پرستار سراغش نرودخسته ام بیشتر از پیر زنی تنها که عید

برچسب: خسته,مثل, نویسنده: بردیا کریمی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:30

صفحه بندی